چکیده:

لباس پوشیدن سابقه‏اى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى‏فشارند، همه افراد به نوعى آن را تجربه مى‏کنند. یکی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب برای اندام خویش است. بر این اساس، لباس پوشیدن یکی از شئون و ویژگی های انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و یاری دادن وی در حفظ عفت و شرم، در آراستگی و زیبایی آدمی نیز نقشی مهم ایفا می کند و می توان آن را نشان دهنده گرایش اعتقادی فرد و تعلق وی به فرهنگی خاص دانست. لذا در تحقیق حاضر با هدف معرفی وضعیت پوشش زنان ایرانی ضمن بررسی ریشه‌های پوشش زنان به تاریخچه پوشش زنان ایرانی و معرفی انواع پوشش‌های محلی و شهری امروز ایران زمین پرداخته خواهد شد.

مقدمه
پوشش زن و مرد ایرانی ازجمله مسایلی است که از دوران باستان دارای اهمیت بوده است و از ابتدای تاریخ باستانی این کشور تا کنون دست خوش تحولات عمیق نشده و مفهوم آن در فرهنگ ایرانی حفظ شده است.
بررسی پوشاک از این لحاظ اهمیت دارد که بواسطه آن می توان در رابطه با سیر تحول تاریخی، زیباشناسی، اعتقادات، طبقات اجتماعی و پیشرفت صنعت به ویژه نساجی و پارچه بافی یک قوم یا تمدن اطلاعات ارزشمندی کسب کرد.
پوشاک ایرانیان در زمان ۵۵۰ قبل از میلاد تا دوران جنگ های صلیبی، ادامه لباس بابلی ها و آشوری ها و بسیارمتنوع و گوناگون بود. براساس اعتقاد پژوهش گران مورخ، این نخستین دوره ای است که لباس زیر و خصوصا نوع دوخته شده آن به عنوان پوشش ملی، مطرح شده است. در ۱۳۵۰ قبل از میلاد به شهادت آثاری که از تمدن ایلامی به دست آمده، ایرانیان «لباس کامل» به تن می کرده اند.
پارسیان باز گذاشتن هر یک از قسمت های بدن، جز دو دست را خلاف ادب می شمردند و به جهت پوشش سر و پای خود، از سربند یا کلاه یا پاپوش استفاده می کردند.
اگرچه پوشیدن لباس برای جلوگیری از سرما و تابش آفتاب یا به منظور پوشش بدن است، اما انتخاب رنگ و نقش‌ روی پارچه و تزیین لباس، معرف قومیت، شخصیت، باورها و منزلت اجتماعی است لذا در تحقیق حاضر ضمن بررسی تاریخچه پوشش در سه دوره باستان تا پیش از کشف حجاب، کشف حجاب تا انقلاب اسلامی و بعد از انقلاب در ایران، به منظور آشناسازی خواننده با وضعیت موجود، به معرفی وضعیت موجود پوشش زنان در اقوام و مشاغل گوناگون پرداخته خواهد شد.
تاریخچه پوشش
پوشش به معنای پوشیدن و در لفظ عرب آن حجاب و حایل می باشد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زنان اصطلاحی نسبتاَ جدید است. در قدیم و مخصوصاَ در اصطلاح فقها، کلمه ستر به معنای پوشش به کار می رفته است. بنابراین علاوه بر معنای قدیم حجاب تحت عنوان پرده و حایل، امروزه اصطلاحاً تنها به معنانی پوشش خاص زنان است.
شکل گیری پوشش در میان اقوام مختلف دارای خاستگاهی مشترک بوده، اما در گذر زمان تحت تاثیر عوامل گوناگون، هریک از اقوام نوعی خاص از پوشش را برگزیده اند که در واقع نماد تجربه تاریخی و فرهنگی آنان به شمار می آید. پوشاک نیز همانند سایر پدیده های زندگی از بدو پیدایش در طول تاریخ سیر تکاملی خود را طی کرده و از صورت ابتدایی خود بیرون آمده است.
هریک از اقوام مختلف، بنا به مقتضیات ویژه خود به تهیه لباسهای گوناگون پرداخته و در دوخت و تزیین آن ابتکاراتی از خود نشان داده اند.

اما عواملی از قبیل
۱- شرایط جغرافیایی و محیطی و آب و هوا ۲- نحوه زندگی و اسکان و اوضاع اجتماعی ۳- جنگ ها و اوضاع سیاسی و نوع حکومت ۴- شرایط و اوضاع اقتصادی و پیشرفت های تکنولوژی ۵- اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم ۶- نظام طبقاتی حاکم بر جامعه ۷- روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، بر فرم لباس ها درجوامع مختلف موثر بوده اند.
پوشش فرای آنکه به عنوان یک نیاز بنیادین مادی برای بشر به حساب می آید، عاملی برای نمایش اعتقاد و شخصیت افراد تلقی می‌شود و به نوعی پرچم وجودی انسان است. انسانها به وسیله نوع پوشش بخشی از هویت خود را عرضه می کنند و تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران در هیچ کجای خود زنان را باظاهری برهنه یا نیمه عریان ندیده است، مگر آنجا که دستان بیگانگان تلاش نموده این ملت را از تمدن و فرهنگش جدا کند.
گرچه انتخاب لباس و پوشاک برآیند اندیشه و اراده آدمى است، ولى از بینش یک قوم برآمده و بر بینش و اراده انسانى نیز تأثیر مى‏گذارد و مى‏تواند به عنوان زمینه‏ساز تعالى یا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرینى نماید.
نیم نگاهی به دوره‌های متمادی زندگی ایرانیان، نشانگر آن است که حفظ حریم فردی و بین فردی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است و این امر خصوصا در امر پوشاک آنان خودنمایی می‌کند، چنانچه بیرون بودن بیش از گردی صورت و کف دو دست، بی‌حرمتی محسوب می‌شده و افراد خصوصا بانوان این امر را رعایت می‌کرده‌اند. بنابراین ساختار پوشاک زنان در ایران نشانگر عمق نگاه باستانی فرهنگ ایرانی در خصوص پوشش زنان، حریم بین فردی و تاثیر و تاثر آن در رشد فرد و جامعه است.

سابقه و دیرینه پوشش در ادیان
بر اساس پژوهش‏ها، از آغاز پیدایش انسان، هر یک از زن و مرد کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند. آدمی نخست‏با برگ درختان، سپس با پوست‏حیوانات و بعدها با دست‏بافت‏های خود، خویش را پوشاند. ویل دورانت درباره پوشاک انسان و تاریخ صنعت‏بافندگی می‏نویسد: از وقتی که انسان بافندگی را آغاز کرد بر حسب ضرورت سوزن و سنجاق را ساخت، با پشم گوسفند و الیاف گیاهان لباس‏هایی را برای خود تهیه کرد.
تمام کسانی که زندگی بشر و تحولات آن را ارزیابی کرده‏اند، بر این تلاش تاکید ورزیده‏اند و خوشبختانه با پیشرفت صنعت و دست‏یافتن به منابع و ابزار جدید، پوشش نیز از تغییرات تکاملی بهره‏مند گردید و انسان به پوشاک مناسب‏تر دست‏یافت. نکته قابل توجه آن است که اگر چه حیات آدمیان از همان آغاز با «پوشش‏» پیوند خورده است، به دلیل وجود نوعی احساس حیای طبیعی در جنس زن، زنان در طول تاریخ در امر پوشش تلاش و جدیت ‏بیش‏تر از خود نشان داده‏اند.
بی دلیل نیست که همواره پوشاک با مدنیت و تمدن بشری ارتباط مستقیم داشته و هر چه تمدن انسان جلوتر رفته تکه های پوشش او بیشتر شده است و تنها در قرن بیستم است که می بینیم تمدن با هزاران تعمد با عریانی و برهنگی همراه می شود.

حجاب و رابطه آن با پوشش
«حجاب‏» به معناى پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است. این واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششى حجاب نیست. حجاب پوششى است که از طریق پشت پرده واقع شدن تحقق یابد به کارگیرى کلمه «حجاب‏» در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتا جدید است و همین سبب گردیده بسیارى گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود، یا مثل ویل دورانت بگویند: «این امر خود مبناى پرده پوشى در میان مسلمانان به شمار مى‏رود» و یا مدعى شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است، در حالى که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت نیز – همان طور که ویل دورانت مى‏گوید و کتب تفسیر شیعه و سنى تایید مى‏کند – اعراب چنین پوششى نداشتند و عادتشان تبرج و خودنمایى بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولى .»
آنچه از قدیم به ویژه نزد فقها وجود دارد. واژه «ستر» و «ساتر» به معناى پوشش و وسیله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیت‏هاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.
بسیاری از متفکران، برابر آیات قرآن و کتب مقدس – آدم و حوا بدون حضور ناظری بیگانه از برهنگی احساس شرم کردند و بدون آن که تحت تاثیر هیچ آموزه، فرمان یا تذکری قرار گیرند، به وسیله برگ‏های درختان بهشتی به سرعت‏خود را پوشاندند – راز رویکرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانسته‏اند، زیرا اولا، نخستین انسان‏ها به طور فطری به پوشش روی آورده‏اند. ثانیا، گزارش‏های موجود به خوبی اثبات می‏کند که پوشش زنان به عنوان حجاب، در نقاط مختلف جهان به طور کامل رعایت می‏شده و در بعضی از موارد با شدت و سختی همراه بوده است. ثالثا، اگر اکنون نیز به لباس ملی کشورهای جهان بنگریم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبی در می‏یابیم. نگاهی به پوشش زنان در ادیان و اقوام مختلف نشان می‏دهد یهودیان، مسیحیان، اعراب، یونانیان، اهالی رم، آلمان، خاور نزدیک و.. . حجاب را به طور کامل رعایت می‏کردند و اکثرا سر خویش را نیز می‏پوشاندند. برابر تصاویر موجود، کاهش تدریجی حجاب زنان از نیمه دوم قرن هیجدهم در اروپا آغاز شد.
از سوی دیگر متداول بودن حجاب در میان ملل مختلف که عقیده، مذهب و شرایط جغرافیایی متفاوت داشتند، نیز نشان دهنده تمایل فطری زنان به حجاب دانسته شده است و دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت مى‏دهند.

پوشش زن در ادیان بزرگ الهى
پوشش و به عبارتی حجاب در کلیه ادیان الهی به شکل بسیار با اهمیتی وجود داشته است به گونه‌ای که بعد از ظهور اسلام، اصلاح و تلطیف گشت.

حجاب در شریعت حضرت ابراهیمعلیه‏السلام
در آئین مقدس حضرت ابراهیم علیه‏السلام مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین مى‏خوانیم: «”رفقه” چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما مى‏آید؟ خادم گفت: آقاى من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید. »
از این بیان روشن مى‏شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم علیه‏السلام وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.

حجاب در آیین یهود
در اصول اخلاقى «تلمود» که یکى از کتاب‏هاى مهم دینى و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگى یهودیان است، آمده: «اگر زنى به نقض قانون یهود مى‏پرداخت، چنانچه مثلاً بى‏آنکه چیزى بر سر داشت به میان مردم مى‏رفت و یا در شارع عام نخ مى‏رشت یا با هر سنخى از مردان درد دل مى‏کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلّم مى‏نمود، همسایگانش مى‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. »

حجاب در آیین مسحیت
در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح مى‏کند:
«اما مى‏خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردى که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا مى‏نماید. اما هر زنى که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا مى‏سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمى‏پوشد، موى را نیز ببرد و اگر زن را موى بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن براى مرد. از این جهت زن مى‏باید عزتى بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان.. . در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند. »( باب۱۱، آیه ۳تا۱۴)

پس در جایى که براى دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم‏تر خواهد بود.
نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس مى‏گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف‏ها و طلا و مروارید و رخت گران‏بها، بلکه چنان که زنانى را شایسته است که دعواى دیندارى ‏کنند به اعمال صالحه. »

حجاب در اسلام
حدود پوشش برای زنان در احکام اسلامی ولایت دارد بر اینکه: پوشاندن غیر وجه و کفین بر زن واجب است و پوشش بدین نحو جزء ضروریات و مسلمات است و از نظر قران، حدیث و فتاوی هیچ اختلاف و تشکیکی در این باره وجود ندارد. در قران و روایات ائمه هدی علیه السلام کلماتی درباره مسئله پوشش بیان شده که شناخت دقیق آن در تبیین موضوع کمک شایانی می کند از این رو به بررسی این واژه ها می پردازیم:
تبرج : در لغت به معانی بروز و ظهور می باشد و معنای اصطلاحی تبرج، آشکار کردن و جلوه گری زینتهای زن می باشد. در جای دیگر تبرج را خودنمائی در مقابل مردان معنا کرده و نوشته «تبرجت: اظهرت زینتها للرجال» بدحجابی یکی از مصادیق تبرج است.
حجب (حجاب): یکی از معانی حجاب پرده و پوشش و حائل است. کلمه «حجاب» هم به معنای پوشیدن است هم به معنی پرده و پوشش و بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت معنی پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است. شهید مطهری در این باره می فرماید: «همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند اسلام خواسته زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود در حالی که وظیفه پوششی که اسلام برای زنان مقرر کرده است بدین معنی نیست.»
جلباب: در قران کریم جلباب یکی از پوششهای لازم برای زنان مومنین معرفی شده است.
یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایؤذین و کان الله غفورا رحیما
ای پیغمبر به زنان و دختران خود و زنان مومنین بگو که خویش را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه انها به عفت و حرمت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند بسیار بهتر است و خدا در حق خلق بسیار آمرزنده است.
خمار: یکی دیگر از پوششهایی که درقرآن کریم برای زن معرفی شده است خمار می باشد.
قل للمومنات … و لیضربن بخمر هن علی جیوبهن …
به زنان با ایمان بگو سرو سینه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.
در کتب لغت درباره این لغت چنین آمده است که خمر و خمار به معنی ستر و پوشش است؛ شراب را خمر میگویند زیرا حواس ظاهری و باطنی را می پوشاند؛ به روسری زن نیز خمار می گویند زیرا به وسیله ان سرش را می پوشاند.
زینت: مفهوم زینت در عربی از زیور در فارسی گسترده تر می باشد زیرا زینت هم به زیورهایی گفته می شود که از بدن جدا می شوند مثل جواهرت و هم به آرایشهایی گفته می شود که به بدن متصل است نظیر سرمه و …
عفت: عفت یک بینش، منش و یک صفت و خوی عالی است. العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه»
منبع:یا فاطمه الزهرا

نویسنده:نسرین جعفری کادیجانید