به گزارش پرنیان گیل، اگر می خواهید از حال و روز بازار نوشت افزار ایرانی با خبر شوید، کافی است که به مراکز فروش این اقلام مراجعه کنید. کودکان را در کنار پدر و مادر در حال خرید دفترها و کیف هایی می بینید که کودکان چینی در بازار شهرهای پکن، شانگ های، شانتو .. در حال خرید آنها هستند! و فروشندگان ایرانی خیلی متعصب تر از چشم بادامی ها از کیفیت و ارزانی این اقلام سخن می گویند!

واردات نوشت افزارهای چینی ضربه سنگینی بر پیکره صنعت لوازم التحریر در ایران وارد کرده است. ضربه ای که باعث شده است تولیدکنندگان این صنعت ۲۵ تا ۳۰ درصد ظرفیت خود را به کار گرفته و با سهمی ۵ درصدی از درآمد ۴ هزار میلیاردی نفس های آخر را بکشند!

با توجه به شرایط موجود در بازار نوشت افزارها و نگاه ها و توجهات فصلی به این صنعت به نظر می رسد در چند سال آینده به جای برپایی نمایشگاه های نوشت افزار ایرانی – اسلامی باید به فکر برگزاری مراسم ترحیم و بزرگداشت این صنعت بود و از آن به نیکی یاد کرد!

مراسم ترحیمی که دولت پایه گذار آن است! و خانواده آموزش و پرورش مدعوین آن . چرا که بارها و بارها از دولت خواسته شده است که جلوی واردات افسارگسیخته لوازم التحریر را گرفته و بسترها را برای استفاده ۱۲ میلیون دانش آموز ایرانی از نوشت افزار ملی باز کند و به خانواده های ایرانی توصیه شده است که برای تهیه نوشت افزار فرزندان خود با توجه به دو بُعد فرهنگی و اقتصادی ذائقه شان را به سمت خرید لوازم ایرانی با پیام های فرهنگی بومی – اسلامی تغییر دهند.

حسینی، مدیرعامل مجمع نوشت‌افزار ایرانی ـ‌‌‌ اسلامی معتقد است: کودکان و نوجوانان، مخاطب اصلی محصولات فرهنگی هستند و با توجه به رویکردی که جهان برای تربیت کودکان دارد، ما نباید از این مخاطبان غافل شویم.

شخصیت‌سازی، رویکرد اصلی فعالیت‌های فرهنگی در حوزه کودک و نوجوان است، در حالی که ما در این حوزه با قالب‌های ۱۰ سال گذشته کار می‌کنیم و حرف تازه‌ای نداریم.

طبق تحقیقات انجام شده بیش از سه ساعت مصرف انیمیشن در روز در بین کودکان وجود دارد و کشورهای غربی از این مسیر ذهن و جهان کودکان و نوجوانان را شکل می‌دهند. در تمام دنیا از محصولات کاراکترمحور برای محصولات کودک استفاده می‌شود، در حالی که در کشور ما به خاطر نبود محصول متناسب با فضای کشور، از تولیدات فرهنگی متعارض با فرهنگ خودمان استفاده می‌کنیم.

ورود نوشت افرازهای خارجی به کشور جریانی دو سر باخت است. باختی عجیب و غیرقابل تصور در میدان مباحث فرهنگی و باختی سخت تر در میدان اقتصاد مقاومتی و در این باخت های سرنوشت ساز مثلث دولت ( مسئولان اقتصادی و فرهنگی، تجار و مردم مقصر ) هستند.

بارها و بارها در مورد خطر نفوذ فرهنگ های بیگانه از طریق لوازم التحریر به مسئولان و متصدیان امور تربیتی و پرورشی جامعه داده شده است اما گویی به نظر می رسد گفتن و گفتن در این زمینه آب در هاون کوبیدن است! حال روی سخن با کسانی است که برای مباحث فرهنگی محلی از اعراب قائل نیستند و هیچ اراده ای برای مقابله با ضدفرهنگ ها یا فرهنگ های بیگانه ندارند: « از قلع و قمع صنعت نوشت افزار ایرانی با ساخت و سازهایی که باعث می شود نوشت افزار های وارداتی را تا یک چهارم قیمت به گمرک اظهار کنید و کالاها را به قیمت ارزان وارد بازار کنید چه میزان سود می برید؟!

شما که دست تان در جیب تولید کننده ایرانی است هیج در نظر دارید که پدر و مادر مصرف کنندگان کالاهای وارداتی شما کارگرانی هستند که باید در کارخانه جات کشور کار کنند تا هزینه تحصیل فرزندان شان را بپردازند! اگر دوستی خاله خرسه شما ادامه پیدا کند آنها بیکار شده و در نهایت این شما هستید که باید هر سال قیمت کالاها را ارزان تر کرده و در نهایت یک دهه ای دیگر نشسته و در عرصه لوازم التحریر سماق میک بزنید.

اگر این روند یک جریان یا یک باند برای فروپاشی صنعت لوازم التحریر در کشور است و آگاهانه این اقدامات صورت می گیرد برای دولت و مسئولان عذری بدتر از گناه است که خائنین به اقتصاد ملت را به حال خود رها کرده و حتی خواسته و ناخواسته به آنها کمک می کنند./طنین یاس

انتهای پیام/