به گزارش پرنیان گیل، فیودور داستایوسکی در «خانه مردگان» (۱۸۶۲) می‌نویسد: «درجه تمدن هر جامعه را می‌توان با ورود به زندان‌های آن دریافت». طبق گزارش مرکز جهانی مطالعات‌ زندان‌ها در سال ۲۰۱۴، بیش از ۶۲۵ هزار زندانی زن و کودک در کشورهای مختلف به‌سر می‌برند. نرخ حبس به نسبت تعداد زندانیان یک جامعه به کل جمعیت گفته می‌شود و جوامع مختلف نرخ حبس‌های متفاوتی را نیز نشان می‌دهند که فاصله ۴۰ برابری بین بیشترین و کمترین حالت آن حکم‌فرماست. جمهوری مرکزی آفریقا با ۱۶ در ۱۰۰ هزار، کمترین و آمریکا با ۶۶۶ در ۱۰۰ هزار بالاترین آمار زندانی را در جهان حائز هستند. نرخ زندانیان زن در آمریکا ۶۵ در ۱۰۰ هزار و ۱۴ بار کمتر از نرخ زندانیان مرد یعنی ۸۹۰ در ۱۰۰ هزار است. گفته می‌شود این نحوه محاسبه چندان دقیق نیست؛ چراکه فاکتورهایی مانند درجه جرم، میزان اجرایی‌شدن قانون، گنجایش زندان‌ها، دوره حبس، و دیگر ابزارهای کنترل اجتماعی را در نظر نمی‌آورد. بااین‌حال، نگاهی به آمار و وضعیت زنان زندانی در کشورهای مختلف خالی از فایده نیست.

به گزارش مهرخانه، در آمریکا بین سال‌های دهه ۸۰ میلادی تا ۲۰۱۶، آمار زنان زندانی بیش از ۸ برابر شده است که این میزان یک‌سوم کل زندانیان زن در جهان و نزدیک به ۹ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد. در نیوزیلند، این افزایش میان سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵، حدود ۱۱۱ درصد بود و در ۲۰۱۰ به اوج خود رسید، اما بعد از آن رو به کاهش گذارد. آمار زنان زندانی در چین بعد از آمریکا بالاترین رقم موجود معادل ۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد. رتبه بعدی در این زمینه از آن روسیه با زندانیان زن نزدیک به ۸ درصد جمعیت این کشور است.

به‌نظر می‌رسد علی‌رغم دو برابر بودن آمار جرم از سوی مردان در مقایسه با زنان، رشد آمار زندانیان زن در سال‌های اخیر بیش از مردان بوده است. یک توجیه برای این امر آن است که دلیل این امر، نه افزایش جرایم از سوی زنان، که تغییر سیستم‌های جزا در جرم‌انگاری تخطی‌های قانونی کوچک است که در گذشته نیز جوامع شاهد آن بوده‌اند؛ مانند سرقت‌های کوچک، جرایم مرتبط با مواد مخدر، و درگیری‌های شخصی، که اغلب توسط زنان انجام می‌شوند و تا پیش از این هم رایج بوده، اما جرم نیازمند حبس و تأدیب تلقی نمی‌شد. از سوی دیگر، گفته می‌شود تا همین سال‌های اخیر، مطالعه زندان‌ها و جرایم، فاقد اطلاعات خاص درباره زندانیان زن بود و دلیل این امر، اهمیت نداشتن موضوع جنسیت به‌عنوان یک متغیر در مطالعات اجتماعی بوده است.

آمریکا برای اولین‌بار در دهه ۷۰ قرن ۱۹ میلادی اقدام به تفکیک فضای زندان‌های زنان از مردان کرد. به‌طور کلی، سه موج اصلی در زمینه زندان‌های زنان به چشم می‌خورد: موج اول که در آن زنان در یک محل با مردان حبس می‌شدند و بدرفتاری و تجاوز عامل آن شد تا موج دوم شکل گیرد که در آن فضاهای زنان و مردان زندانی تفکیک شد، اما این خود عامل تبعیض در تخصیص امکانات و رسیدگی عادلانه به بخش‌های زنانه و مردانه بود و در ادامه، موج سوم پدید آمد و در نتیجه آن، زندان‌های زنان به‌طور کاملاً مستقل ساخته و اداره شدند و تلاش بر ایجاد و تقویت خلقیات زنانه در زندانیان بود.

همان‌طور که گفته شد، نوع و میزان جرایم زنان زندانی در مقایسه با مردان زندانی همواره سبک‌تر است. به همین ‌نسبت، مطالعه‌ای نشان می‌دهد که زنان در مقایسه با مردان برای ارتکاب جرایم مشابه محکومیت کمتری را دریافت می‌کنند. نتایج مطالعه‌ دیگری در آمریکا نشان داد که زنان دارای جرایم مرتبط با مواد مخدر در مقایسه با مردان بیشتر از ترومای دوران کودکی، بدرفتاری، اعتیاد، اختلالات پساتروما، خشونت‌های رفتاری، اختلال رفتاری در بزرگسالی، بی‌خانمانی، و مشکلات روانی مزمن رنج می‌برند. یکی از مشکلات عمده زنان زندانی در جرایم مرتبط با مواد مخدر این است که با وجود نیاز زنان معتاد به درمان‌های مختص جنسیت خود، به‌طور عام تحت درمان‌هایی مانند TC قرار می‌گیرند که اغلب برای مردان تجویز می‌شود و این در حالی است که ۶۰ درصد زنان در زندان‌های آمریکا به‌دلیل جرایم مرتبط با مواد در حبس به‌سر می‌برند.

در انگلستان، زنان زندانی از این حق برخوردار هستند که در صورت بارداری، فرآیند وضع حمل را خارج از زندان و فارغ از تشریفات حبس تجربه کنند؛ هرچند حمل به بیمارستان و بازگشت از آن مشمول این قاعده نیست. زندانیان زن در این کشور بیش از مردان فرار از حبس را امتحان می‌کنند و نیمی از این موارد در حین مراقبت پزشکی صورت می‌گیرد.

در انگلستان و آمریکا، تجاوز در زندان امری رایج و عادی است و این امر حاصل توازن نابرابر قدرت میان زندانی و زندان‌بان است. زنان در ازای لطف زندان‌بانان مانند تحویل سیگار یا الکل، دریافت مواد بهداشتی و غذا، و یا مصونیت در برابر مجازات و تنبیه، وارد رابطه جنسی ناخواسته با آنان می‌شوند. آماری در این رابطه موجود نیست؛ چراکه مشکل بتوان گفت دریافت اطلاعات کامل و صحیح از پشت دیوارهای زندان میسر است. در نهایت، زنان زندانی دسترسی مناسبی برای اعاده حقوق و پی‌گیری مطالبات خود در رابطه با تجاوز ندارند. در آمریکا، ۷۰ درصد زندان‌بان‌ها در زندان زنان مرد هستند. در این زندان‌ها، زنان در مواقع بازرسی بدنی مورد تعرض قرار گرفته، در حالت برهنه در زمان استحمام مورد تماشا قرار می‌گیرند، و اعتراض در مقابل تجاوز از سوی زندان‌بانان تلافی می‌شود. از آن‌جا که زندان‌بان‌ها به پرونده زندانی، ازجمله کلیه شکایات او دسترسی دارند، در صورت اطلاع از شکایت جنسی فرد اقدام به تهدید خانواده او، حبس انفرادی، و یا تمدید دوره حبس می‌کنند.

همان‌طور که در ابتدا گفته شد، یکی از راه‌های ارزیابی جنبه تمدنی جوامع مختلف، بررسی کم و کیف زندان‌های آن‌هاست. این که یک کشور چه میزان ترجیح می‌دهد از حبس به‌عنوان ابزار کنترل استفاده نکند، معیار مناسبی برای بررسی تمدنی آن، صرف‌نظر از توسعه‌یافتگی یا توسعه‌نیافتگی و ایدئولوژی حاکم است. کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تأکید دارد که هیچ فردی نباید از حق آزادی محروم شود «مگر زمانی که منطقاً برای پیشگیری از ارتکاب جرم یا فرار بعد از جرم لازم باشد». اتحادیه زندان‌های آمریکا نیز اعلام کرده است «محکومیت نباید شدیدتر از حد ضروری برای نیل به اهداف اجتماعی که به دنبال آن است، باشد». برداشت کلی در این رابطه آن است که جوامع متمدن می‌باید از طریق اقدامات پیشگیرانه اقدام به کنترل اجتماعی کنند و هرچه نرخ حبس بالاتری را شاهد باشیم، با مظاهر شکست یا بی‌توجهی ملت‌ها به ابزار پیشگیرانه و تربیتی روبه‌رو هستیم.

انتهای پیام/