به گزارش پرنیان گیل، با توجه به رسالت خود جهت اطلاع‌رسانی جامع اقدامات و فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان، مبادرت به پوشش همایش‌ها، جلسات، نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های گوناگون که توسط طیف‌های فکری و سیاسی مختلف برگزار می‌شود، می‌کند. بدیهی است این اقدام صرفاً جهت اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان حوزه زنان صورت گرفته و لزوماً بیانگر دیدگاه‌های مهرخانه نیست.

عضو هیأت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه گفت: در ایران طی سال‌های ۷۷ الی ۸۰ شاهد وفور دانشجویان روزنامه‌گاری و خبرنگاری در دانشگاه‌ها بودیم اما در سال‌های بعد دیگر صعودی در این زمینه نداشتیم. در تحقیقاتی که اخیراً انجام داده‌ام متوجه شدم که طی این سال‌ها زنان فعال رسانه‌ای و همچنین رسانه‌های زنانه حضور بسیار کمرنگی در کشور داشته‌اند.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، گروه علمی-تخصصی صلح انجمن جامعه‌شناسی ایران با مشارکت دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نشستی با عنوان “نقش رسانه و برساخت تبعیض علیه زنان” برگزار کرد. برگزارکنندگان این نشست میزبان صاحبنظرانی همچون فاطمه راکعی؛ مشاور شهردار تهران در امور زنان، دکتر صدیقه ببران؛ دکترای علوم ارتباطات و عضو هیأت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه، مریم رضایی؛ دبیر مجله زنان امروز و دکتر خلیل میرزایی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بودند که در این نشست به ایراد سخنرانی پرداختند.

در ابتدای نشست فاطمه راکعی؛ مشاور شهردار تهران در امور زنان به ایراد سخنرانی پرداخت. او ابتدای صحبت‌های خود سؤالی مطرح کرد مبنی بر این‌که در چند دهه‌ای که از انقلاب اسلامی می‌گذرد، با توجه به این‌که انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی بوده است، آیا رسانه‌ها توانسته‌اند به وظایف خود به درستی عمل کنند؟ راکعی سپس گفت: در این نشست تلاش می‌شود به این سؤال پاسخ درستی داده شود؛ چراکه تبعیض علیه زنان در حوزه‌های مختلف و متعددی وجود دارد و با یک تعبیر کلی می‌توان انواع تبعیض‌ها را به عنوان خشونت علیه زنان یاد کرد و رسانه در این مسیر می‌تواند عملکردی مؤثر داشته باشد.

مشاور شهردار تهران در امور زنان افزود: تبعیض‌ علیه زنان در کلیه زمینه‌های فردی، اجتماعی، خانوادگی و حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی وجود دارد و به نظر می‌رسد که رسانه‌ها در آن حدی که باید در فرهنگسازی و تبیین رفتارهای انسانی تکلیف داشته باشند، نتوانسته‌اند مؤثر عمل کنند. البته این درست است که رسانه‌ها نباید جنسیت‌پذیر باشند اما اسلام به همان شیوه‌ای که ما درک کرده‌ایم و انقلاب اسلامی به همان تعبیری که امام خمینی(ره) داشته‌اند و قرار بود فرهنگ آن با همان تعبیرات در کشور ما نهادینه شود و همچنین مطابق با همان نظرات و اندیشه‌های قانون‌گذاران قانون اساسی کشور که به آن معتقد بودند، در رسانه‌ها نتوانسته‌ است تبلور پیدا کند و آن‌طور که مورد انتظار بوده است خود را نشان دهد.

راکعی با بیان این‌که عملکرد رسانه‌ها باعث شده است تبعیض‌ علیه زنان همچنان پابرجا بماند، افزود: جای بسی تأسف و شگفتی است که هر چه زمان بیشتر می‌گذرد، به جای این‌که کاستی‌ها بیشتر برطرف شوند و قوانین و مقررات در کنار رسانه‌ها کمک کنند و نهادهای مردم‌نهاد تلاش‌هایشان به ثمر برسد و یا احزاب وارد عمل شوند، ما شاهد هستیم که بسیاری از تبعیض‌ها علیه زنان جریان دارد.

بازنمایی موقعیت زنان در فضای رسانه‌ای چگونه است؟
به گفته مشاور شهردار تهران در امور زنان باید مشخص شود که نقش رسانه‌ها در فرهنگ‌سازی و رفع هرگونه تبعیض علیه زنان چیست و چرا تاکنون این نقش را به خوبی ایفا نکرده‌اند؟ اگر بخواهیم این نقش‌ها را به صورت جداگانه بررسی کنیم، باید از چند زاویه به آن نگاه کنیم. باید بدانیم جایگاه زنان در سازمان‌های رسانه‌ای و نقش آنان در تولید آثار رسانه‌ای چیست؟ زنان به عنوان مخاطب رسانه‌ها چگونه دیده می‌شوند؟ بازنمایی موقعیت زنان در فضای رسانه‌ای چگونه‌ است؟ که البته اگر بتوانیم به دو سؤال ابتدایی پاسخ دهیم، لاجرم به پاسخ سؤال سوم نیز خواهیم رسید.

او ادامه داد: واقعیت آن است ما در هر سه زاویه دچار مشکل هستیم و باید بدانیم در هر یک از موارد چگونه باید اقدام کنیم. در مورد جایگاه زنان در فضای رسانه‌ای و نقشی که آن‌ها در تولید محتوای رسانه‌ای ایفا می‌کنند، آماری دردسترس نیست ولی مشخص است که در طی سال‌های گذشته تعداد زنان روزنامه‌نگار در کشور افزایش پیدا کرده است. اما این‌که آیا این زنان توانسته‌اند نقش مؤثری در رفع تبعیض علیه زنان ایفا کنند؛ پرسشی است که بایستی مورد بررسی قرارگیرد.

راکعی درباره نوع پرداخت رسانه‌ها به مسائل زنان به عنوان مخاطب، گفت: باید فرهنگ‌سازی در حوزه زنان در مسیر اعتماد به نفس بخشیدن برای ارائه ایده‌های جدید و نو از جانب زنان و پرداختن به مسائل آموزشی و بهداشت و سلامت و مسائلی که زنان از آن رنج می‌برند، باشد و این سؤال مطرح شود که آیا رسانه‌ها اساساً به مسائل زنان توجه دارند؟

تصویری که از زنان در رسانه‌ها ارائه می‌شود، تصویر درستی نیست
به گفته مشاور شهردار تهران در امور زنان، در مورد بازنمایی موقعیت زنان در رسانه‌ها چهره‌ای که از زنان ارائه می‌شود چه در روزنامه‌ها و مجلات و چه در رسانه‌های تصویری و صدا و سیما، تصویر درستی از زنان نیست و با این‌که امام خمینی(ره) از صدا و سیما به عنوان دانشگاه یاد کرده است اما این رسانه نتوانسته نقش خود را به درستی ایفا کند.

او یادآور شد: در این خصوص جای بسی خوشحالی است که شبکه‌های اجتماعی و اینترنت این فرصت را در اختیار زنان قرار داده‌اند تا بتوانند تصویر درست و عادلانه‌تری از زنان ببینند و جای رسانه‌هایی که در این زمینه دچار کاستی هستند را گرفته‌اند. امیدواریم نسل جدید رسانه‌ها نقش خود را برای رفع تبعیض‌های جنسیتی در آینده‌ای نه چندان دور ایفا کنند.

اهمیت موضوع تبعیض علیه زنان در کنفرانس‌های بین‌المللی
به گزارش مهرخناه، صدیقه ببران، کارشناس حوزه ارتباطات و رسانه، سخنران دوم این نشست بود که ابتدا به بحث تبعیض علیه زنان و مرور کنفرانس‌های بین‌المللی که تاکنون در این رابطه برگزار شده است، پرداخت و گفت: همه ما اتفاق نظر داریم که در حوزه تبعیض علیه زنان کم‌کاری صورت گرفته است و ما هنوز به غایت خود نرسیده‌ایم. اساساً مبحث تبعیض علیه زنان یک آسیب اجتماعی بسیار فراگیر محسوب می‌شود که تقریباً در همه کشورها گسترده است. درجه اهمیت این موضوع تا حدی بوده که نهاد‌های بین‌المللی در این خصوص وارد عمل شده‌اند. مثلاً کنفرانس ۱۹۹۳ به طور اختصاصی به بحث تبعیض علیه زنان پرداخته است. همچنین در کنفرانس سال ۱۹۹۵ به طور مفصل به این مسأله پرداخته و بعد از آن سال کنفرانس نیویورک را داشتیم که به همان ترتیب بحث تبعیض علیه زنان را دنبال می‌کردند تا این‌که کنفرانس ریو اخیراً برگزار شد.

این کارشناس رسانه افزود: شاخص‌های مختلفی در این حوزه مطرح می‌شود که با استفاده از این شاخص‌ها میزان تبعیض علیه زنان را ارزیابی می‌کنند. در چشم‌اندازی که در کنفرانس پکن ترسیم شد، برنامه عملی تدوین شد که در این برنامه عمل ۱۲ حوزه اصلی مورد بررسی قرار گرفت. یکی از این ۱۲ حوزه به مبحث رسانه و زن اختصاص داشت که درجه اهمیت این موضوع را نشان می‌دهد.

رسانه‌ها باعث عمیق‌تر شدن شکاف جنسیتی شده‌اند
به گفته ببران، رسانه‌ها در جوامع مختلف می‌توانند با استفاده از شیوه‌ها و تئوری‌های مختلف به حوزه تغییر نگرش و رفتارها وارد شوند. واقعیت آن است که رسانه‌ها آن‌طور که باید و شاید در این حوزه به صورت مؤثر وارد نشده و نتوانسته‌اند آسیب‌های این حوزه را کاهش دهند. علاوه بر آن نه تنها رسانه‌ها نتوانستند به درستی نقش خود را ایفا کنند بلکه شکاف جنسیتی را نیز افزایش داده‌اند؛ به‌طوری که در آمارهای مجمع جهانی اقتصاد، ایران جزو پنج کشوری است که شکاف جنسی و تبعیض علیه زنان در آن رواج دارد.

او افزود: مطابق تحقیقی که در بین ۱۰۰ کشور جهان انجام شده است، هنوز بیش از ۴۶ درصد از اخبار و برنامه‌های خبری مطبوعات، تصویر کلیشه‌ای از زنان ارائه می‌دهند و در آن همیشه زن یک پله پایین‌تر از مرد قرار دارد. فقط ۶ درصد برابری جنسیتی در رسانه‌های این کشورها مورد توجه قرار گرفته است و عموم تصاویر ارائه‌شده در رسانه‌های این ۱۰۰ کشور منفی است و با واقعیت زندگی زنان هم‌خوانی ندارد همچنین این رسانه‌ها با مسائل زنان به صورت انفعالی برخورد می‌کنند.

ببران با بیان این‌که در رسانه‌های این ۱۰۰ کشور تصویری که از زنان ارائه می‌شود یا تصویری منفعل است یا تصویریتزویرآمیز و منفی، ادامه داد: مطابق این پژوهش، بسیاری از این ۱۰۰ کشور یا یه رویدادها و اخبار حوزه زنان نمی‌پردازند و یا اخبار منفی این حوزه را پوشش می‌دهند. اما به مدد شبکه‌های اجتماعی، زنان توانسته‌اند در دنیای امروز تبعیض‌ها و خشونت‌هایی که علیه‌شان اعمال شده است را فریاد بزنند که این موضوع اخیراً در کشور آمریکا بسیار برجسته خود را نشان داده است و زنان بسیاری توانسته‌اند حتی سناتورها و مقامات دولتی را مورد پرسش قرار دهند و این امکان و فرصت بسیار خوبی است که در اختیار زنان قرار گرفته و سبب شده صدای زنان هر چند ناهماهنگ و ضعیف، شنیده شود.

افت تعداد رسانه‌های زنانه و زنان فعال رسانه‌ای در سال‌های اخیر
این کارشناس حوزه ارتباطات در ادامه سخنرانی خود به تحلیل وضعیت زنان در فضای رسانه‌ای کشور پرداخت و افزود: در ایران طی سال‌های ۷۷ الی ۸۰ شاهد وفور دانشجویان روزنامه‌گاری و خبرنگاری در دانشگاه‌ها بودیم اما در سال‌های بعد دیگر شاهد صعودی در این زمینه نیستیم. در تحقیقاتی که اخیراً انجام داده‌ام متوجه شدم که طی این سال‌ها زنان فعال رسانه‌ای و همچنین رسانه‌های زنانه بسیار حضور کمرنگی در کشور داشته‌اند.

رسانه‌های دولتی به صورت سطحی به مسائل زنان می‌پردازند
به گفته صدیقه ببران رویکرد رسانه‌های دولتی با تغییر دولت‌ها عوض می‌شود و این موضوع در موضع‌گیری‌هایشان نسبت به حوزه زنان مشهود است. اکثر رسانه‌های دولتی مسائل زنان را سطحی و ظاهری بررسی می‌کنند که اساساً دردی را از زنان دوا نمی‌کند و موجب تغییر نگرش نمی‌شود. اما رسانه‌های خصوصی هم در این حوزه ضعیف عمل کرده‌اند. در طی سال‌های گذشته رسانه‌های خصوصی یا رویکرد افراطی نسبت به حوزه زنان داشته‌اند که جامعه آن را بر نمی‌تابد یا نگاه تفریطی صوری و سطحی را اتخاذ کرده‌اند که این نگاه تحقیرکننده است و در نشریات خانوادگی، مجموعه‌ای از زردنگاری‌ها را در حوزه زنان می‌بینیم.

او افزود: نکته مهم این است که باید در اولین قدم سواد رسانه‌ای مخاطب را بالا ببریم که این کار مستلزم آن است که روزنامه‌نگار و خبرنگار ما سواد رسانه‌ای بالایی داشته باشند. اگر سواد رسانه‌ای مخاطب و خبرنگار افزایش پیدا کند، ما دیگر شاهد تولید محتواهای کم‌کیفیت و زردنگاری‌ها در حوزه زنان نخواهیم بود.

چه باید کرد؟/ لزوم افزایش آگاهی‌های زنان و مردان نسبت به مسائل زنان
این کارشناس رسانه‌ای در پاسخ به این سؤال که برای افزایش کارآمدی رسانه‌ها در خصوص مسائل زنان و کاهش تبعیض‌های جنسیتی چه باید کرد، گفت: من فکر می‌کنم نسخه‌های خوبی را می‌توان در این مورد پیشنهاد و عملیاتی کرد که در این مسیر لازم است هم زنان و هم مردان به مسائل آگاه شوند. زمانی بیشتر بر آگاهی زنان نسبت به مسائل‌شان تأکید می‌شد و همین باعث ایجاد فاصله اطلاعاتی بین زنان و مردان شده که اصلاً مورد قبول نیست. بنابراین کاری که رسانه‌ها بایستی انجام دهند افزایش آگاهی‌های عمومی نسبت به مسائل و مشکلات حوزه زنان و برابری‌های جنسیتی است. باید ابتدا پدران و مادران یاد بگیرند که با فرزندان دختر و پسر خود چگونه رفتار کنند و چاره‌ این کار وارد شدن به حوزه تغییر سبک زندگی است.

او افزود: یکی از مشکلاتی که در حوزه شبکه‌های اجتماعی وجود دارد این است که میزان اخبار دقیق و مبتنی بر واقعیت مشخص نیست و این بسیار نگران‌کننده است که البته راه‌حل آن این است که روزنامه‌نگاران و خبرنگارانی که در حوزه زنان فعالیت دارند، تعهد اخلاقی و مسؤولیت اجتماعی را بشناسند؛ اگر در حوزه زنان مشغول اطلاع‌رسانی می‌شویم، این اطلاع‌رسانی باید دقیق و علمی باشد.

ببران در ادامه این نکته را یادآور شد که مواردی دیده شده که روزنامه‌نگاران نسبت به حوزه زنان تعهد دارند و گزارش‌های خوبی را کار می‌کنند اما به‌واسطه این‌که مدیریت رسانه چنین اراده‌ای ندارد به راحتی اخبار و گزارش‌های زنان کنار گذاشته می‌شود.

۷۳ درصد از مناصب مدیریتی رسانه‌ها در‌ دست مردان است
او افزود: به همین خاطر حضور زنان در مناصب مدیریتی رسانه‌ای اهمیت می‌یابد که آن‌ها نه فقط در مناصب مدیریتی صرف بلکه در جایگاه تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران مؤثر قرار گیرند. طبق تحقیقاتی که انجام شده است مشخص شده که ۷۳ درصد از مناصب مدیریتی حوزه رسانه‌ به دست مردان است و واقعیت آن است که اگر ما می‌خواهیم رسانه‌های خوبی داشته باشیم که آن رسانه‌ها به حوزه زنان بپردازند، حتماً بایستی زنان آزموده و حرفه‌ای در سطح کلان حضور داشته باشند.

ضرورت مخاطب‌شناسی در فضای رسانه‌ای کشور
این کارشناس حوزه ارتباطات و رسانه در پایان سخنرانی خود این نکته را یادآوری کرد که رسانه‌ها به این خاطر بسیاری اوقات تصویر درستی از فرصت‌های برابر زنان و مردان ارائه نمی‌دهند که مخاطب‌شناسی درستی ندارند. سال‌هاست که صدا و سیما در حوزه زنان به صورت یک‌طرفه برنامه ساخته اما امروز به دلیل این‌که مخاطبان به کانال‌های مختلف دسترسی دارند و حق انتخاب برنامه‌های تلویزیونی خود را پیدا کرده‌اند، دیگر از برنامه‌های صدا و سیما استقبال نمی‌کنند و زمان آن است که مخاطب‌شناسی درستی صورت گیرد.

چگونه رسانه‌ها امکان سوژگی و عاملیت زنان را محدود می‌کنند؟
به گزارش مهرخانه، مریم رضایی؛ دبیر مجله زنان امروز به عنوان سخنران سوم این نشست موضوع سخنان خود را بر این محور قرار داد که چطور رسانه از طریق بازنمایی کلیشه‌ای نقش‌های زنانه امکان سوژگی و عاملیت زنان را محدود و کانالیزه می‌کند. او در این زمینه گفت: مسأله کانونی مدرنیته مسأله بازنمایی است؛ اما ظهور رسانه‌های مدرن به شکلی این بازنمایی را دگرگون کرده است. سؤال این‌جاست که جامعه به عنوان یک کل در چه نقطه‌ای خود را می‌بیند و کل چگونه خود را تجربه می‌کند؟ رسانه به یک معنا تجلی مرحله آیینه‌ای جامعه است و جام‌ جم معنایی جز این ندارد و شکی نیست که این مسأله‌ای سیاسی است.

او افزود: در این‌جا دو سؤال قابل طرح است؛ اول این‌که چه نیروهایی تعیین می‌کنند که چه چیزی دیده و هست شود و چه چیزی پنهان و نیست شود؛ این سویه ساختاری مسأله رسانه است. اما از منظر عاملیت، رواج سرتاسری این ایدئولوژی مدرن که من دیده می‌شوم پس هستم، چه تأثیری بر عاملیت و سوژگی شهروندان و زنان داشته است؟

به گفته رضایی، مسأله فراتر از صرف نمایش و بازنمایی است و درست است که ابزار اصلی رسانه و قدرت آن در بازنمایی واقعیت است اما این بازنمایی در زندگی امروزی ما آن‌قدر مرکزیت یافته که امروز به جرأت می‌توان گفت که جهان ما ساخته و پرداخته این بازنمایی است. دقیقاً به این معناست که مسأله از بازنمایی آیینه‌وار واقعیت فراتر رفته و حالا باید از برساختن خود واقعیت از طریق بازنمایی آن سخن گوییم.

رسانه هم می‌تواند آزادی‌بخش باشد و هم سرکوب‌گر
دبیر مجله زنان امروز با بیان این‌که ماهیت رسانه به عنوان ابزار، هم رهایی‌‌بخش و هم سرکوب‌گر و ایدئولوژیک است، گفت: رسانه گستره ادراکی و انتخاب‌ها را به شکلی محدود کرده که خارج از مرزهای بازنمایی آن قادر به اندیشیدن نباشیم. رسانه سطح زندگی می‌سازد و باعث یک‌دست شدن جهان انسانی می‌شود و الگوهای اخلاقی خاصی را جهانی کرده و معیارهای قضاوت‌های عمومی را تعیین می‌کند و در کنار آن پرده‌پوشی می‌کند و بخش زیادی از واقعیت‌ها را حذف و یا نادیدنی می‌کند.

به عقیده رضایی یکی از حوزه‌های بازنمایی در رسانه، ترسیم الگوها و قالب‌های نقشی برای مردانگی و زنانگی است و بخش زیادی از آن‌چه به آن کلیشه‌های جنسیتی می‌گوییم، الزاماً نقش‌های مبتنی بر الگوهای سنتی نیست بلکه از قضا همان چیزی است که توسط الگوهای رسانه‌ای مدرن بازنمایی می‌شوند و به همین دلیل جهانی هستند. به همین خاطر است که الگوها و کلیشه‌های جنسیتی بین یک کشور خاورمیانه‌ای مسلمان و کشور غربی مشابه شده و ترسیم زنان در فضای خانه و تقسیم وظایف خانگی بین آنان یکی از این الگوهای مدرن جهانی است.

عدم دسترسی به حقایق زیستی، خارج از گفتمان‌های فرهنگی رایج
این روزنامه‌نگار با اشاره به نظریه پساساختارگرایانه گفت: این نظریه به ما می‌گوید که جنسیت بیشتر مقوله‌ای تاریخی و فرهنگی است. ما امروز دیگر به حقایق زیست‌شناسی خارج از گفتمان‌های فرهنگی دسترسی نداریم و با این معیار هیچ جنس زیست‌شناختی نمی‌توان یافت که فرهنگی نباشد. از دید باتلر ما یاد نمی‌گیریم که مرد یا زن باشیم بلکه می‌آموزیم همچون زنان و مردان رفتار کنیم و هویت جنسی شکلی از ایفای نقش و اجرای زن بودن یا مرد بودن است.

به گفته رضایی، با این معیار، تبعیض جنسیتی زنان در رسانه به معنای بازنمایی محدود و دست‌کاری شده و کانالیزه زنانگی است و به معنای نبودن برابری بنیادی میان دو جنس است. معنای برابری بنیادی، برابری دسترسی به فرصت‌ها با توجه به الگوهای عاملیت است. تعیین تکلیف برای چگونه بودن انسان‌ها از بالادست قدرت و ابزارهای فرهنگی موجب تبعیض می‌شود.

زنان در رسانه‌ها وابسته به مردان و آسیب‌پذیر ترسیم می‌شوند
دبیر مجله زنان امروز با طرح این پرسش که آیا رسانه‌های جمعی تصویر واقعی از زنان را ترسیم می‌کند؟ گفت: قالب رسانه‌های جمعی، تصویری واقعی از زنان ارئه نمی‌دهند. زنان در رسانه‌ها به شکل وابسته به مردان، احساساتی، آسیب‌پذیر و شکننده ترسیم می‌شوند که بسیاری از زنان در جامعه، مثال‌های نقضی از این بازنمایی‌ها در رسانه‌ها هستند. رسانه با بازنمایی محدودی از الگوی زن‌بودن، سوژگی زنانه را محدود می‌کند و نتیجه آن احساس غیرطبیعی بودن بخش زیادی از زنان است.

او افزود: نتایج تحقیقات مختلف درباره بازنمایی زنان در سینمای ایران نشان می‌دهد در حالی‌که در ابتدای انقلاب چهره زن کمرنگ است، در اوایل دهه ۶۰، زن در موقعیت‌های مادری و همسری و به‌شکلی منفعل در سینما ظاهر می‌شود. در سینمای دهه ۷۰ شاهد بازنمایی چهره شاغل و اجتماعی از زن ایرانی هستیم. در دهه ۸۰ و ۹۰ با بازنمایی زنان در موقعیت اجتماعی و فعال با نمایش زن سنت‌شکن و عصیان‌گر از یک طرف و زن آسیب‌پذیر و شکننده و قربانی از طرف دیگر همراه هستیم.

به گفته رضایی، در دهه ۸۰ و ۹۰ علی‌رغم ساخت فیلم‌هایی که با محوریت زنان ساخته شده، کمتر کاراکتر قهرمان و مثبت در زنان می‌بینیم و در اغلب فیلم‌ها یا زن در محدوده خانه و کار خانگی ترسیم می‌شود و یا شخصیتی ساده‌لوح دارد. مثلاً در سریال طنز پاورچین که در سال ۸۲- ۸۱ ساخته شد، مهتاب در نقش زنی شاعره ظاهر می‌شود که کاری جز نوشتن شعرهای احمقانه ندارد.

کمیت حضور زنان در سینما نمی‌تواند توجیهی بر کیفیت حضور آن‌ها باشد
این روزنامه‌نگار ادامه داد: کمیت حضور زنان نمی‌تواند توجیهی بر کیفیت حضور آن‌ها در نقش‌های چالشی باشد. در تحقیقی که درباره بازنمایی جنسیتی سریال‌های ایرانی صورت گرفته، نتایج به‌دست آمده می‌گوید که چطور تغییرات زاویه دوربین و نوع نورپردازی همگی به نفع بازیگران مرد است ولی در مورد نقش‌های زنانه یکنواختی زاویه دوربین و نور تیره همه‌جا به چشم می‌خورد. همچنین وجود دیالوگ‌های نامأنوس زنان و افراط و تفریط آنان در برابر دیالوگ‌های مستدل و منطقی مردان، نشان از نوعی نابرابری جنسیتی در برابر نقش‌های زنانه و مردانه دارد.

به بیان رضایی، واقعیت زندگی زنان چیز دیگری را نشان می‌دهد و چرا با این وجود که زنان بیشتر از گذشته مایل به حضور اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی هستند، بازنمایی زنان در رسانه همچنان محدود به خانواده و بدون اعتماد به انتخاب مستقل و علایق شخصی است؟

بازنمایی زنان در سینمای روشن‌فکری ایران، ناملموس‌تر و خطرناک‌تر شده است
او افزود: در تحقیقی که توسط آرش حسن‌پور در سال ۹۴ انجام شد نقش‌های زنانه در دو فیلم جدایی نادر از سیمین و درباره الی نشان داده شد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که حتی در سینمایی که به عنوان سینمای روشن‌فکری شناخته می‌شود سازوکار فرودستی زنان نه تنها حذف نشده بلکه ناملموس‌تر و خطرناک‌تر هم شده است؛ به گونه‌ای که زن بازنمایی‌شده با انگ‌هایی نظیر خیانت‌کاری و عدم تعهد و دروغگویی تصویرپردازی می‌شود تا سویه ویران‌گر زن مدرن را بازنمایی کند. از طرف دیگر فیگور زن خوش‌باور و وابسته به کلیشه‌های جنسیتی که سال‌ها در سینمای ایران بازنمایی شده است، حالا به شکلی جدی مورد نکوهش و نقد قرار می‌گیرد.

در فضای رسانه، زن در خارج از خانه آسیب‌پذیر است
این روزنامه‌نگار حوزه زنان با آوردن مثال‌هایی از نمونه‌های موفق و ناموفق فیلم‌هایی که به نوعی زنان را بازنمایی کردند، گفت: در فیلم “رگ خواب” دختر قهرمان حتی توانایی انجام شغل‌هایی ساده همچون کار در رستوران را هم ندارد و نهایتاً توسط مرد فرصت‌طلب فیلم مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد و راه‌حلی که ارائه می‌شود بازگشت زن به محیط امن خانه پدری است. این در حالیست که در کارنامه سینمایی ایران فیلم “من ترانه ۱۵ سال دارم” را داریم که قدرت عاملیت یک زن را در بدترین و سخت‌ترین حالت به تصویر می‌کشد و فیلمی به نام “همسر” که تنش قدرت بین زن و مرد را در فضای بیرون نشان می‌دهد.

او افزود: سؤال این است آیا سینماگران ما در فهم پیچیدگی و تغییرات روابط زن و مرد امروز ناتوان هستند؟ یا ذهنیت‌های سنتی و کلیشه‌های مردسالار مانع از دیدن واقعیت‌ها می‌شود؟ امروز تصویرسازی رسانه از زنان در تلاش است که زنان را به عنوان موجوداتی شکننده در شرایط سخت زندگی به تصویر کشد و در فضای رسانه، زن در خارج از خانه آسیب‌پذیر است.

نتیجه بازنمایی انحرافی از زنان ایرانی در فضای رسانه‌ای
رضایی با بیان این‌که نتیجه بازنمایی انحرافی و دست‌کاری‌شده از زنان امروز در دو سطح قابل ردیابی است، گفت: اولین نتیجه آن است که زنان ایرانی دچار ترس و حس آسیب‌پذیری می‌شوند که نه تنها با واقعیت‌های توانایی آنان در تناقض است بلکه اساساً این توازن را به شکل عکس جعل می‌کنند. این درحالیست که همین زنان اگر در فضای اجتماعی دیگری وارد شوند، خود را بسیار توانمندتر احساس می‌کنند.

او افزود: دیگر این‌که بسیاری از زنان و دختران، اراده‌ای برای سوژگی و خواسته‌های خود ندارند و خود را خارج از هنجارهای جامعه احساس می‌کنند. زنان دائماً با تصویر زن خطاکاری روبه‌رو می‌شوند که در رسانه بازنمایی می‌شود. انگار زن بودن اساساً یک پدیده دردسرساز و بر همین اساس محتاج حصر و کنترل است.

ارائه نشدن چهره واقعی زنان، آن‌ها را با آشوب هزارچهرگی دچار می‌کند
به گفته این روزنامه‌نگار، شاید امروز نباید تعجب کنیم که تهران پایتخت جراحی بینی جهان است. در کشوری که گفتمان رسانه‌ای پاک، معیار عمل در فضای رسانه‌ای است، بیش از هر جای جهان تمایل برای تغییر چهره وجود دارد. هر گفتاری که زن را از توان و سوژگی خود خالی می‌کند، به طور خودکار زن را به یک چهره بدل می‌کند و زنی که چهره واقعی خود را در فضای رسانه‌ای نمی‌بیند، به آشوب هزار چهرگی فروخواهد افتاد. زن‌بودن به عنوان یک تجربه وجودی و انسانی، تجربه متناقضی است. حق زن‌بودن، حق تجربه این تناقض و حق ساختن زیست خود از طریق این تناقض است.

تبعیض‌های بنیادینی که علیه زنان اعمال می‌شود
به گزارش مهرخانه، در ادامه خلیل میرزایی، استاد دانشگاه و مدیر گروه صلح انجمن جامعه‌شناسی ایران با طرح سه پرسش تلاش کرد به موضوع تبعیض علیه زنان در فضای رسانه بپردازد. او گفت: وقتی به موضوع زنان و رسانه نگاه می‌کنیم سه مفهوم جامعه‌شناختی را می‌بینیم که به‌تبع آنها سه پرسش اساسی مطرح است؛ آیا تبعیض علیه زنان وجود دارد و آیا این تبعیض نظام‌مند است؟ آیا تبعیضی که علیه زنان اعمال می‌شود، برساختی است؟ رسانه‌ها چه نقشی در برساخت تبعیض علیه زنان دارند؟ وقتی آمار کار و ثروت را در سطح جهان بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که تبعیض نظام‌مندی علیه زنان وجود دارد. امروزه حدود ۶۰ درصد از دانشجویان ما را زنان تشکیل می‌دهند اما آنان در هیأت وزیران هیچ جایگاهی ندارند و تعداد کمی به عنوان نماینده مجلس دیده می‌شوند.

او افزود: بنابراین در پاسخ به پرسش اول باید گفت تبعیض علیه زنان در ایران وجود دارد و امروز به صورتی نظام‌مند درآمده است و وقتی که نظام‌مند می‌شود، لازم است به آن رسیدگی شود؛ در غیر این صورت دچار بحران می‌شویم. در پاسخ به پرسش دوم، وقتی صحبت از برساخت می‌کنیم، بر این باوریم که واقعیت در زمان و مکان به‌واسطه وجود ذهنیت در اثر کنش اجتماعی شکل می‌گیرد. در این صورت بخشی از مشکل تبعیض علیه زنان در ایران برساختی است اما بخش عمده‌ای از آن ریشه در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی دارد.

به گفته میرزایی جنسیت عموماً از طریق خانواده و رسانه‌ها به افراد القا و از طرق مختلف، زنانگی در زنان نهادینه می‌شود. در خانواده‌ها فرزندان از زمان اجتماعی‌شدن می‌آموزند که نقش‌های زنانه و مردانه داشته باشند. بنابراین بخش عمده‌ای از تبعیض علیه زنان، ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی دارند که توسط نهاد قدرت برساخته شده و توسط نهاد ایدئولوژیک درونی می‌شود.

رسانه‌ها واقعیت را می‌سازند
به گفته مدیر گروه صلح انجمن جامعه‌شناسی ایران، صنعت فرهنگ که در رأس آن‌ها رسانه‌های جمعی قرار دارد، واقعیت را می‌سازند، بسته‌بندی می‌کنند و به‌گونه‌ای به خورد مخاطبان خود می‌دهند که آن واقعیت را باور کنند. درواقع این صنعت واقعیت را واقعی‌تر از خود واقعیت می‌سازد و به خورد مخاطب می‌دهد.

او افزود: این صنعت واقعیت را به‌گونه‌ای بازسازی می‌کنند که هم اصحاب قدرت و ثروت به منفعت خود برسند و هم مخاطبان احساس اجحاف نکنند. همچنین تبعیض علیه زنان را به نوعی مشروعیت می‌بخشد که زنان احساس آسیب نکنند و این قشر از ترس این‌که نکند به وضعیتی بدتر دچار شوند، هیچ‌گونه اقدام عملی انجام نمی‌دهند.

نباید گسستی بین حرف و عمل ایجاد شود
به گزارش مهرخانه، در پایان نشست، فاطمه راکعی در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در رابطه با اقداماتی که باید در حوزه کاهش تبعیض علیه زنان انجام شود، گفت: نگرانی و دغدغه در حوزه زنان وجود دارد. بسیاری از کارشناسان، حرف‌ها و مطالب خوبی در این خصوص ارائه داده و ایده‌های خوبی دارند که در کنفرانس‌ها و نشست‌ها آن را بیان می‌کنند اما به حوزه عملیاتی هیچ‌وقت وارد نمی‌شوند و هیچ مسؤولی هم نسبت به پیگیری آن ایده‌ها، احساس مسؤولیت نمی‌کند. ما باید سعی کنیم که گسست بین حرف و عمل ایجاد نشود و به عنوان مسؤول باید به این نکته حساس شویم.

او افزود: خشونت علیه زنان در محیط کار بسیار موضوع مهمی است و شهرداری تهران قرار است تا ۲ هفته دیگر کلاس آموزشی با کارکنان خود در این خصوص برگزار کند. چون اگر ما نتوانیم در حوزه کاری خودمان این نگرانی و معضل را کاهش دهیم، نمی‌توانیم ادعا کنیم که در گستره وسیع‌تری می‌توانیم راه‌حل ارائه دهیم.

انتهای پیام/